محمد ابراهيمى وركيانى

88

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

به‌شدت مراقب بود كه گزندى به پيامبر ( ص ) نرسد تا آنجا كه به‌گفته بعضى از نويسندگان شب‌ها جاى خواب پيامبر را تغيير مىداد تا دشمن نتواند جان پيامبر را تهديد كند . « 1 » پشتوانه اقتصادى - سياسى مسلمانان در اين دوران ثروت خديجه ( عليها السلام ) ، سرمايه كم ابوطالب ( ع ) « 2 » و موقعيت معنوى ايشان بود كه به‌عنوان بزرگ‌خاندان و متولى مراسم حج ، جايگاهى برجسته داشت . يعقوبى مىنويسد : اشراف قريش تصميم قطعى براى قتل پيامبر گرفتند و موقعى كه خبر اين تصميم به ابوطالب رسيد ، قصيده‌اى را كه حاكى از دفاع او از پيامبر تا پاى جان بود ، سرود . پس چون قريش دانستند كه نمىتوانند پيامبر ( ص ) را بكشند و يقين كردند كه ابوطالب او را تسليم نخواهد كرد ، تصميم به محاصرهء اقتصادى گرفته و نامهء ستمگرانه‌اى نوشتند كه با احدى از بنىهاشم خريد و فروش نكنند و از آنان زن نگيرند و به آنان زن ندهند . « 3 » در اين محاصره ، بنىهاشم و مسلمانان بىدفاعى كه در مكه اعتبار چندانى نداشتند ، همراه پيامبر ( ص ) در شعب به‌سر بردند ، اما مسلمانانى كه اعتبار بيشترى در مكه داشته‌اند ، در تنگنا نبوده و در اين جمع حضور نداشته‌اند . على ( ع ) در نامه‌اى به معاويه مىنويسد : مردم ما [ / قريش ] درصدد برآمدند تا پيامبرمان را بكشند و ريشهء ما را بكنند و دربارهء ما انديشه نموده و كارها كردند و از زندگى گوارا ما را بازداشتند و در بيم و نگرانى گذاشتند و ناچارمان ساختند تا به كوهى صعب‌العبور پناه بريم و آتش جنگ را برضد ما برافروختند ، ولى خداوند خواست ما پاسدار شريعتش باشيم و نگهدار حرمتش . مؤمن ما از اين كار خواهان مزد الهى بود و كافر ما نيز از تبار خويش حمايت مىكرد . از قريش كسانى كه مسلمان بودند ، آزارى كه متوجه ما بود ، به آنان نمىرسيد ؛ زيرا يا هم‌پيمانى داشتند كه از آنان حمايت مىكرد و يا خويشاوندى كه به يارى آنان همت مىگماشت . پس خطر مرگ و كشتن ، آنان را تهديد نمىكرد . « 4 »

--> ( 1 ) . امينى ، ابوطالب مظلوم تاريخ ، ص 77 ؛ امين ، آل‌ابىطالب ، ص 9 ؛ ابن شهرآشوب ، مناقب آل‌ابىطالب ، ج 1 ، ص 96 . ( 2 ) . ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 21 . ( 3 ) . همان ، ص 388 . ( 4 ) . سيد رضى ، نهج‌البلاغه ، نامه 9 .